باز باران بی طراوت,بی ترانه...
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو
بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی . . .

اشتباه من این بود هرجا که ضربه خوردم خندیدم فکر کردند درد نداره محکمتر زدن
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۳:۵۳ ق.ظ توسط عليرضا جلالي
|
تو برو پیچک من